علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

عکسهای جا مونده از قبل

1393/8/22 16:51
نویسنده : مامان فهیمه
383 بازدید
اشتراک گذاری

به خاطر تنبلیه مامان خجالتیه سری عکسا رو دیر گذاشتم

این عکس مربوط به روز عید غدیره اینم هدیه به مناسبت همون روز چون خیلی علاقه داری به نوازندگی و خوانندگی واسه همین بابایی اینو واست خرید عاشق میکروفونی از هرچیزی به عنوان میکروفون استفاده میکنی و چنان حسی میگیری موقع خوندم که نگوووووو چشما بسته سر و تکون میدی اساسی چهچه میزنیخندونک

خواننده ی محبوبم    نوازنده ی حرفه ای

این یکی عکسم واسه وقتی هس که مریض شدی و بردیمت دکتر و چون تب ذاشتی بهت متاسفانه انتی بیوتیک داد.بعد از دو روز خوردن شربت بدنت پر از دونه شد.غمگینمن وباب فکر کردیم واسه انتی بیوتیکه چون قبلا یه بار خوردی و دکتر گفت ممکنه حساسیت داشته باشی چون بدنت کهیر زد.دوباره بردیمت دکتر البته ای بار دکتر خودت. که با یک تشخیص به جا خیال من وبابا راحت شد.هیییییچ دارویی هم بهت نداد و گفت دچار بیماری تب رزویلا شدی سه روز تب و بعد دونه های قرمز بهد از چند روزم بهبودی کامل دقیقا همین شد.

علی جون دون دونی

عکسای بعدی هم مربوط به سرگرمی هایی هست که خودت واسه خودت طراحی میکنی.آفرین پسرم دیگه یاد گرفته که چطوری با خودش بازی کنه البته کم کم داری یاد میگیری.

چه با دقت   میخوای چیکار کنی

موفق شدی یا نه

سوییچ ماشین بابا رو برداشتی و هی میگی باز باز میخوای در ملشینو باهاش باز کنی عزیزم قربون اون بازیهای کودکانت بغلبغلبغل

 

اینجا هم کلا کار هر روزت همینه میای و کیسه زباله رو برمیداری و شروع میکنی به باز کردنش بعدم روش راه میری و میدوی.خندهخندهخنده

عزیزه دل مامان

اینجا هم خونه عمه زهراییم رفتی تو اتاق سارینا به من میگی بنشونمت رو صندلی تا ساختمون درست کنیخندونک

ساختمان سازی    حرفه پدر

گاهی وقتا هم میای و یه چیزی پهن میکنی و یکی یکی عروسکا  رو میچینی روش بعضی وقتا هم وسایل توی یخچال اونایی که دستت میرسه مثل سس .شیر. شربت

چه بازیهاییی

اینجا هم سارینا اومده بود خونمون و هی میگفت سرده.پتو میپیچید دور خودش تو دقیقا تقلید میکردیخنده

سردههههههه

و یه بازیه دیگه با توپ و سبدخندونک

ای جانم

سبد بر سر

از توی وعده های غذایی صبحونه هست که خیلی قشنگ میشینی و تا آخر مامان و همراهی میکنی.ببین چه قشنگ نشستیتشویق

چهار زانو   چشماشو عزیزم

هر وقتم با لگو ها یه چیزی میسازی سریع برمیداری و میای نشون من میدی که من عکس بگیرمخندونکخود شیفته

اثری هنری

 

 

پسندها (4)

نظرات (10)

مامان رویا
23 آبان 93 10:27
دوست دارم علي كوچولوي خوش تيپ و دوست داشتني خاله....
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله جون مهربونم منم شما و کیاراد و خیلی دوست دارم
spatra
25 آبان 93 4:19
عزیزم همه کارات بامزست خاله مریضیت رو دیگه نبینه گل پسری
مامان فهیمه
پاسخ
سلام خاله جون مهربونم مرسی شما لطف دارین به من.
مامان علی
26 آبان 93 12:11
وای اینجا روببین علی دیجی قربونت بشم که عین علی من حس خوانندگیت بدرقم قویه الهی بمیرم چقدربچم پزمرده شده تواین عککس.ایشالله دیگه مریضی نیاد سراغت خاله ما واسه علی ست اچار و....گرفتیم بس پیچوکی میخاست بچمشماه مباید واسه علی جون بگیرین البته حواستون باشه به تعمیراتش اخه مالان یک هفتست تی وی نداریم
مامان فهیمه
پاسخ
ایول علی جونمم پس عاشق خوانندگیه.عزیزم میگه پیچوکی.من ندیدم ست آچار و ... ا.که میگی زهرا جون مدل پلاستیکه و رنگیه دیگه.عزیزم میخواد مثلا درست کنه بچه
مامان علی
26 آبان 93 12:15
پتوپیچوندنش وببین الهی قربون دودستی لیوان چایی گرفتنش بشم واقعا من که اصلا چای خر نیستم دلم چایی خواست.....صصبحونتم نوش جونت خوشکلم با اون موهای نانازت فهیمه جونم علی رو جای من حسابی بماچش
مامان فهیمه
پاسخ
ههههه کلی از بماچش خندیدم واژه باحالی بود.زهرا جون تا دلت بخوای من و بابای علی عاشقه چای هستیم.راستی میخوام برم موهای علی رو هم کوتاه کنم دیگه آخه دیوونه شدم بس که اطرافیان یعنی مامان و بابام و مادر و پدر شوشو خواهر شوشو گفتن میگن میا پیش چشم
فریده
28 آبان 93 9:42
واااااااااااااااااای ببین چقدر بامزه داره چایی می خوره . همه عکسا عالی شدند ، هزار تا بوس گنده واسه علی جون و مامان علی جون
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی دوست خوبم شما هم بفرما چایی.دوست داریم خاله مهربون
مامان فهیمه
29 آبان 93 12:25
سلام دوستی خوبی گل پسرت خوبه تولدش مبارک باشهببخشید با دو ماه تاخیر،ان شالله سالیان سال درکنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنید ببخشید من واقعا دیر به دیر میام وبلاگ نمیرسم سر بزنم،امروز تو پرسش و پاسخ دیدم گفتم یه سلامی عرض کنم
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم خواهش میکنم این چه حرفیه همین که ما رو یادتونه خوشحالمون میکنی عزیزم.مگه شاغلین شما؟؟؟؟
spatra
30 آبان 93 10:27
فهیمه جون آپ کردم عزیزم خوشحال میشم سر بزنی
مریم مامان آیدین
1 آذر 93 18:23
سلام فهیمه جون خوبی دوستم ماشالا چه پسر ناااازی داری.....خیلی شیطونی هاش هم شیرینه ای وای این چه دکتری بوده رزئولا رو تشخیص نداده و آنتی بیوتیک داده اصلا نگران نباش عزیزم....اون دونه ها به زودی میره و حال پسرکمون هم خوب میشه گلم من هم از دوستی باهات خوشحال میشم خانومی
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم که بهمون سر زدی.لطف داری گلم به من پسرم.آره والا نمیدونم بعضی دکترا واقعا اسمشونو میشه گذاشت دکتر؟؟؟؟
مامان علی
9 آذر 93 6:59
میگم ماهم خیلی دوست داشتیم والبت نذرم داشتیم موهای علی رونزنیم اما اینقدر اطرافیان میرن رو مخ بچه عرق میکنه،زشته!!!!!!! مریض میشه وهزار حرف دیگه موهاش وککوتاه میکنیم! ایشالله به. سلامتی وهر مدلی دوست داری بزنین. هرچند علی اقا اینقدر خوشکل هست که فرقیم نداره تصدق واسپند. یادت نره ببوس عسل پسر خاله رو یک عدد هم پ خ گذاشتم در جواب پ خ!
متین من
9 آذر 93 21:11
سلام فهیمه جان خوبی عزیزم ببخشید سر نزدم چند وقتی بهتون این سری متین بردم بی بی فیس شعبه افتاب معالی اباد توی جشنواره بود با 20 تومن 4 تا عکس گرفتم جشنواره بعدی بهت خبر میدم حتما علی ببر عکسی که از متین گذاشتم توی وبش بدون طراحی هست فایل عکسها به دستم رسید میذارم توی وبشون خودم که خیلی راضی بودم بعد عکسها رو که گذاشتم ببین نظرت بگو بووووس
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم چه خوووووب عکسا چه سایزی بودن حتما بهم خبر بده.چشم بزار حتما میام میبینم